تبليغاتX
(¯`.مهربانی نگاهت را دوست دارم.´¯)

(¯`.مهربانی نگاهت را دوست دارم.´¯)

شعر

دوستت دارم

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .

به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .

به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران *  دوستت دارم * . 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم  .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .

به عشق دیدنت بی قرارم  . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی  * دوستت دارم * . . .

من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .

لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط  تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها  * دوستت دارم *  . 

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد .

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط مهسا  | 

طرح چشمانه قشنگت در اتاقم نقش بسته
شعر ميگويم به يادت در قفس غمگينو خسته
من چه تنهاو غريبم بي تو در درياي هستي
ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شب هاي مستي
خيال کردم بری ميري از يادم
تو رفتي و نرفت چيزي از يادم
تو رفتي تازه عاشقت تر شدم
از اوني هم که بود بدتر شدم من
صبح تا شب اين شده کارم که واسه چشات بيدارم
تو خدايي عاشق هاي تو تمومه کسو کارم
تو به داد من رسيدي وقتي تنهايي مو ديدي
تو نذاشتي برم از دست اگه چيزي هم هنوزم
نازنينم اميد شيرينم من به جوز تو کسي نمي بينم
از اون روزي که رفتي يه روزه خوش نديدم
به جوز دستاي گرمت منو خوش نديدن
زندگيمو به پاي تو دادم اون روزها رو نميره از يادم
نازنينم برس به فريادم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط مهسا  | 

اين روزا

اين روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه....................درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

اين روزا  درد عاشقا  فقط غمه ند يد نه................مشکل بی ستاره ها يه کم ستاره چيدنه

اين روزا  کار ادما دلای پاک  و بردنه.................بعدش اونو گرفتن و به ديگری سپردنه

اين روزا  کار ادما  تو انتظار گذاشتنه.................ساده ترين بهونشون از هم خبر نداستنه

اين روزا سهم عاشقا غصه وبی وفايی.................جرم تمومشون فقط ........لذت اشناييه

اين روزاچشمای همه غرق نيازشبنمه.................روگونه هرعاشقی چندقطره بارون غمه

اين روزاعادت گلامرگ وبهونه کردنه...................کار چشای ادما دل رو ديوونه کردنه

اين روزا قصه هاهمش قصه دل سوزوندنه.............خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه

اين روزا  فرصت  دلا برای عاشقی  کمه.............زخمای بی ستاره ها تشنه ياس مرهمه

اين روزا  درد ادما  فقط  غمه  بی  کسيه........زندگيشون حاصلی از حسرت و دل واپسيه

اين روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدن....................ارزوی شقايقا يه شب کبوتر شدنه

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط مهسا  |